سيد علي اكبر قرشي

1175

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

حلهّ‌هاى مفقوش و رنگارنگ و يا مانند برد يمانى منقوش ، أعجاب آور است . و نيز دربارهء طاوس فرموده « و مغرزها إلى حيث بطنه كصبغ الوسمة اليمانيّة » يعنى و فرو رفتنگاه آن تا به شكم رسد رنگى است سبز ، مانند وسمهء يمانى . ينع : ( مثل عقل و قفل ) رسيدن ميوه ، « ايناع » نيز بدان معنى است « يانع » ميوهء رسيده ، چهار مورد از آن در « نهج » آمده است ، دربارهء اينكه هر كار وقتى دارد فرموده است : « و مجتنى الثمرة لغير وقت ايناعها كالزارع به غير ارضه » خ 5 52 ، كسى كه ميوه را در غير وقت رسيدن مى چيند مانند آن است كه در غير زمين خود كاشته است . ظاهرا دربارهء عبد الملك مروان فرموده است : « فاذا اينع زرعه و قام على ينعه . . . عقدت رايات الفتن المعضلة و اقبلن كالليل المظلم » خ 101 147 و چون كشتش رسيد و بر رسيدن ايستاد ( بر اوضاع مسلّط شد ) پرچم فتنه‌هاى سخت تشكيل مىشود و فتنه‌ها مانند شب تار روى مى آورند دربارهء حق تعالى فرموده : « و آتت اكلها بكلماته الثمار اليانعة » خ 133 191 ميوه‌هاى رسيده به دستور او خوردنيهاى خود را دادند . يوم : از طلوع فجر تا غروب آفتاب و نيز مدتى از زمان و وقت را يوم گويند ، اين لفظ به اين دو معنى به طور مفصل در « نهج » به كار رفته است چنان كه فرمايد : « الدهر يومان : يوم لك و يوم عليك فاذا كان لك فلا تبطر و اذا كان عليك فاصبر » حكمت 396 همين كلام را در نامهء 72 462 به عبد الله بن عباس نيز مى نويسد : روزگار دو روز است روزى براى تو و روزى بر عليه تو ، چون براى تو باشد طغيان نكن و چون بر عليه تو باشد بردبار باش . و نيز فرموده : « كلّ يوم لا يعصى فيه فهو يوم عيد » حكمت 367 كه منظور بيست و چهار ساعت است ، بدين سان با الطاف و توفيق خداوند ، كتاب « مفردات نهج البلاغه » به پايان رسيد ، نوشتن اين كتاب در 28 ارديبهشت هزار و سيصد و شصت و نه مطابق 22 شوال هزار و چهارصد و ده شروع و در 29 ديماه هزار و سيصد و هفتاد و چهار مطابق 27 شعبان 1416 تمام گرديد ، فاصله اين دو تاريخ پنج سال و هفت ماه است در وسط به نوشتن بعضى تأليفات نيز مشغول بوده‌ام و